بحران محیط زیست بویژه آلودگی هوا در کلان شهرهای کشور اکنون به مانند سیاهچاله ای در حال بلیعدن شریان های جامعه بویژه رشد بیماری های گوناگون در میان کودکان، زنان و سالمندان می باشد.

این وضعیت در حالی است که متولیان رژیم دیگر هیچ گونه امیدی برای بازگشت وضعیت به دوران قبل نداشته و آن را بی محابا در رسانه های حکومتی نیز بازتاب می دهند.
تازه ترین سخنان عیسی کلانتری، رئیس حکومتی در سازمان محیط زیست بیان کننده حال و روز این بحران می باشد. وی از جمله گفته است: «۸۷حدود ۸۷ درصد مینی‌بوس‌ها، ۸۱ درصد موتورسیکلت‌ها، ۷۳ درصد اتوبوس‌ها و ۶۱ درصد کامیون‌های کشور اسقاطی است در واقع کشور اسقاطی‌ها شده‌ایم و انتظار هوای پاک داریم که این عملا غیرممکن است».

واقعیت در لابلای این اعترافات آن است که دیکتاتوری فاسد آخوندی با مجموعه ای از باندهای مافیایی وابسته به سپاه و یا راه اندازی خط تولید بنزین غیر استاندارد و واردات حجم عظیمی از وسائل نقلیه از دورخارج شده از کشورهای اروپایی به بحران آلودگی هوا ضریب زده است.
براین اساس در حالیکه در کشورهای پیشرفته اکنون استانداردهای نوین مانند وسائل نقلیه برقی، هیدروژنی و یا فیلترگذاری های «یورو ۶» طی یک دهه گذشته استاندارد شده است، در ایران آخوند زده درب همچان بر پاشنه تکنولوژی های فرسوده و اسقاطی می چرخد.

بروز بوی تعفن در پایتخت که سرانجام متولیان رژیم دلیل آن را تولید بنزین غیراستاندار و حجم بالای گوگرد و آلاینده ها اعلام کردند ، صد البته از تبعات مخرب چنین شیوه های غیر بهداشتی و فاقد استاندارهای جهانی می باشند.
معاون شیخ حسن روحانی در ادامه اعتراف کرده است: «تولید آلودگی هر موتورسیکلت اسقاطی هفت الی هشت برابر یک خودروست و افزوده که ۶۱درصد آلودگی هوا در فصل سرما را نیز خودروهای دیزلی و کامیون‌های اسقاطی ایجاد می‌کنند». (خبرگزاری حکومتی ایرنا ۳۰ دی ۱۳۹۸)
 به این وضعیت نیز باید به عدم اختصاص بودجه برای مشکلات زیست محیطی اشاره نمود تا بدین سان پازل بی عملی حکومت روشن تر گردد. کلانتری با اذعان به این واقعیت افزوده است: «اکنون به دست آوردن هوای پاک بدون هزینه غیرممکن است، برای به دست آوردن هوای پاک هیچ بودجه‌ای در هیچ یک از برنامه‌های پنج ساله جمهوری اسلامی پیش‌بینی نشده بود، متاسفانه چون در گذشته نیاز نداشتیم برای هوای پاک هیچ هزینه‌ای نکردیم».
بدین سان شاهد هستیم که با بالارفتن غلظت آلاینده ها تنها عملی که از سوی حکومت انجام می گیرد ، همان تعطیلی مدارس ،ادارات و به تبع آن بروز ضررهای اقتصادی بر جامعه می باشد.
به موازات این وضعیت نیز باید به رشد انواع و اقسام بیماری های مزمن، تنفسی، قلبی، پوستی، گوارشی و بینایی در ایران آخوند زده طی دو دهه گذشته و با اوجگیری بحران محیط زیست، اشاره نمود.
هزینه های سنگین و کمرشکن دارو و درمان خود به معظل بزرگی برای بسیاری از شهروندان تبدیل شده، بطوریکه با بالارفتن آلاینده ها مرگ و میر نخست بسراغ بخش های ضربه پذیر جامعه سرازیر می گردد. رشد سکته قلبی، سقط جنین، سرطان های ریوی و گوارشی تنها نمونه های کوچکی از این پازل مخرب در رژیم اخوندی می باشند.