عاقبتِ کار عظما و ظریف!

 

کار عظما با ظریف آخر به درگیری کشید
حرف عاقا با ظریف ایندفعه قدری تند بید

رفته بود او خدمت عظما برای امر خیر!
تا بگیرد مزد خود را هم در آن ایام عید

تا که نیشش باز شد در محضر عظما ظریف
خشمگین شد چهره عظما و از جایش پرید

تو مگر یه هفته پیش نامه ندادی بهر من
وندر آن نامه نگفتی نفت را ماکرون خرید

پس چرا ملعون تو دائم حقه بازی می کنی
سهم من چی شد از آن پولی که از ماکرون رسید

پس پدر سوخته چرا ما را تو منتر کرده ای
کرده ای ما را از این اوضاع کلا نا امید

شیخ حسن میگه تمام کارها تقصیر توست
می کنی ما را تو با رفتار خود آخر "فقید"!

باز شد نیش ظریف و گفت عاقا اَلاَمان
از جفای شیخ حسن موی سرم گشته سپید

قصد آن دارد بَلاگردان کند چون بُز مرا
یا مرا در بازی "رهبر شدن"! سازد شهید

خود تو میدانی که او استاد حقه بازیه
میزند از پشت خنجر، بعد میشه ناپدید

جام زهری هم که از برجام شد سهم شما
عاملش در اصل بود آن شیخ دجال و پلید

بنده اینجا آمدم تا با شما بیعت کنم
من رئیس جمهور خوبی میشم، این را بشنوید

نیش عظما چون ترومپت باز شد از این سخن
گفت ای ناکس تو هم می خوای بشی "آقا سعید"؟

آورین! اما برای حل و فصل کار تو
مجتبا باید بشه صاحب حساب و یار تو