پیشکش به آنان که چشم انتظار بهارند و درهم شکستن مهیبترین ارتجاع ضد میهنی و انسان ستیز در تاریخ نوین میهن عزیزمان

این فصل تازه خوشتر از موسم بهار است
چون فصل وصل یار و پایان انتظار است
در قلب کوهساران، در ذهن سبز باران
ای سرو سرخ ایران عشق تو ماندگار است
انسان ستا شمایان، با نور آشنایان
پروازتان نوید از پایان شام تار است
آزادی ای بهاران، ای بغض سربداران
نظمی که از تو عاریست عاری ز اعتبار است
این قصه عقاب است در اوج آسمانها
بالی که در تکاپو قلبی که بی قرار است
رویای کوچک ماست آغشته گشته با خون
خاکی که غرق گندم شهری که بی حصار است
این فصل تازه خوشتر از موسم بهار است
چون فصل وصل یار و پایان انتظار است