هر فرد و نیروی سیاسی در جریان تحولات بغرنج و شتابان داخلی و بین المللی با موضعگیری های خود درونمایه خویش را برملا کرده و ماهیت واقعی خود را به دیگران می شناساند.

بعبارت روشنتر برای درک و فهم ماهیت واقعی هر فرد و نیرو در پی ادعاها و گزافه گوئیهای معمول بایستی آنها را در مواضع سیاسی آنها بازشناخت. این مسئله آنگاه اهمیت بیشتر پیدا می کند که بسیاری از افراد و جریاناتی که منافع آنها در حفظ و بقای رژیم می باشد سعی می کنند با لاپوشانی چهره واقعی خود را مخفی نگهداشته و با یقه درانی برای مبارزه با «امپریالیسم» و یا مخالفت با جنگ هم نان در «اپوزیسیون» بودن را خورده و هم تیغ آخوندهای ضدبشر را تیز کرده و دست های خون آلود آنها را شستشو دهند. از اینرو چنین عناصری در سرفصلها و پیچ های سیاسی ناچار درونمایه کثیف خود را برملا کرده و با قرار گرفتن در کنار آخوندها و رژیم ضدبشری جبهه واقعی خود را برای همگان روشن کنند.
شایان تأکید است که هر فرد و نیرو در وحدت و تضادهای سیاسی خود، خویش را تعریف و ماهیت واقعی خود را برملا می کند. اینکه با چه نیروها و افرادی همسنگر، همصدا و همنواست و با چه جریاناتی در ستیز و ضدیت و تقابل بوده و علیه آنها موضع دارد.
از آنجا که منافع حقیقی مردم و توده ها در تقابل کامل با رژیم ضدبشری است اصلی ترین شاخص سنجش صحت و حقانیت یک عمل سیاسی در عدم همسویی با رژیم می باشد، بر عکس شاخص عدم صحت یک موضعگیری در همنوایی و همسنگری با آن می باشد.
بعبارت دیگر همنوایی و همگامی با سیاستها، و تبلیغات رژیم مبین عدم صحت یک موضعگیری و رودررویی و تقابل با خواستها و گفتمان های رژیم مسیر صحیح و اصولی می باشد. هر فرد و نیرو باید ببیند چه عملی منافع رژیم را تأمین می کند و یا چه عملی همصدا شدن و همراهی با آخوندهاست در نتیجه از آن اجتناب نماید و چه عملی برخلاف خواست و منافع رژیم بوده و شباهتی با تبلیغات و گفتمان های رژیم ندارد در نتیجه از آن پیروی نماید.
سخن از رژیمی است عمیقا ضد مردمی، قرون وسطایی و زن ستیز، نابودکننده حرث و نسل ایران دشمن انسانیت و میهن و ملت با همه تنوعات قومی و مذهبی آن، سرتاپا دزد و غارتگر، خونریز و سفاک، صادرکننده تروریسم و بنیادگرایی به سراسر منطقه و نیز کل جهان، پدرخوانده داعش، پیش برنده جنگهای نیابتی در منطقه، قاتل ۱۲۰۰۰۰ تن از رشیدترین فرزندان این میهن، پرپرکننده ۳۰۰۰۰ گل سرخ در نسل کشی سال ۶۷، سرکوب کننده کلیه اعتراضات مردمی از همه اقشار جامعه بویژه سرکوب خونین اعتراضات دانشجویی در سال ۷۸ و قیام سراسری سال ۸۸ و خیزشهای همگانی سال ۹۶ و اخیرا خیزش عمومی آبانماه ۹۸ که به کشتار بیش از ۱۵۰۰ تن از رشیدترین فرزندان این میهن و به دستگیری بیش از ۱۲۰۰۰ تن از آنان منجر شد
رژیمی که با تلاش برای دست یابی به بمب اتمی و با حداکثر سرکوب در داخل و با صدور تروریسم و بنیادگرایی در خارج به حکومت ننگین خود ادامه میدهد.
حال چنین رژیمی با این مختصات به علت ماجراجوییهای منطقه ای و شاخ و شانه کشیدنهای مستمرش برای جامعه بین المللی، دومین فرد قدرتمند آن بدرک واصل شده است. فردی که نماینده تام الاختیار خامنه ای بوده و بیش از ۲۰ سال در موضع فرمانده نیروی تروریستی قدس مجری تمام عیار سیاستهای توسعه طلبانه رژیم بوده است، وی طی این مدت حدود ۷۰ اقدام تروریستی توسط مزدوران عراقی رژیم علیه مجاهدین انجام داده که قتل عام مجاهدین در اشرف در شهریور ۹۲ و حملات مکرر و موشکباران اشرف و لیبرتی از آن جمله می باشند.
دژخیم خونریزی که قاتل هزاران نفر از مردم عراق و صدهاهزار نفر از مردم سوریه بود و برای حفظ «عمق استراتژیک» رژیم و حفظ بشار اسد در حکومت از هیچ سفاکیت و خونریزی فروگذار نکرد. و سرانجام وقتی چشم انداز شکست قطعی رژیم، در سوریه را دید با سفر به روسیه و با بمیان کشیدن پای روسیه به سوریه نیروهای ایرانی و مزدوران عراقی و لبنانی و افغانی رژیم را به پیاده نظام آنها تبدیل نمود تا به قتل عام مردم سوریه بپردازند تا رژیم بگفته خودش با حفظ «عمق استراتژیکش» مجبور نشود در تهران و سایر شهرها با دشمن اصلی خود که همان مردم ایران می باشند بجنگد.
فراموش نکردیم که این جنایتکار (قاسم سلیمانی) در دیماه ۹۶ در شهرهای جنوبی کشور مزدوران عراقی و افغانی رژیم را به خیابانها آورد تا مردم معترض را به خاک و خون بکشانند.
حال با به هلاکت رسیدن چنین دژخیم خون آشامی که اقلا دست در خون صدها هزار نفر از مردم ایران و عراق و سوریه و افغانستان و ... داشته است فرصت طلبی فرومایه همجنس و همسنگر آخوندهای ضدبشر در کنار گروههایی چون طالبان و جیش الشعبی همراه با ساندیس خوران نظام به سر و روی خود زده و اعلام می کند که در «اندوه عمیق» از دست دادن سردژخیم خون آشام «سوگوارم». او که از شرف و شرم بوئی نبرده و در شناعت و رذالت در قد و قواره آخوندهای ضدبشر می باشد این دژخیم جنایتکار را «فرزند شایسته ایران» می نامد و با تکرار تبلیغات رژیم قاسم سلیمانی را «سدی سترگ در مقابل داعش» معرفی می کند.
محمود دولت آبادی با پیشکش کردن قلم و شهرت نویسندگی اش به رژیم صادرکننده تروریسم و با دم زدن از «فاجعه ترور سردار» (سردژخیم) قاسم سلیمانی خیانت و هم سنگری خود با آخوندها را اعلام می کند.
وی که بر کشتار بیش از ۱۵۰۰ تن از رشیدترین فرزندان ایران در آبانماه دم فروبسته بود حالا با چنین جملاتی دژخیم خون آشام را غسل تعمید داده و برای رژیم دم تکان میدهد و بدینصورت جبهه واقعی خود را برای همگان روشن می کند.
در نمونه ای دیگر اردشیر زاهدی فرزند شاه مهره دربار و ارتجاع و استعمار در کودتای ۲۸ مرداد علیه دکتر مصدق و وزیرخارجه در دوران شاه و داماد وی در ۵ ژانویه ۲۰۲۰ توسط آیت الله بی بی سی به صحنه آورده شد تا در سوگ قاسم سلیمانی شرکت کند. وی این سردژخیم را «سرباز وطن» «نابغه» و «شرافتمند و قابل احترام» نامید.
بی وطنی که قبل از رفتن از ایران وطن خود (پولهای به غارت برده) را به بانکهای خارجی سپرده و یا در کیف سامسونت بهمراه خود برده است از سرباز وطن صحبت می کند. آخر آخوندها و سردژخیم آنها چه ربطی به وطن و ایران دارند آنها جز غارت و چپاول و سرکوب و کشتار و حفظ حکومت ننگین خود چیزی نمی فهمند. اما از انصاف نباید گذشت که حقا این دژخیم در سفاکیت و خونریزی نبوغ عجیبی داشت. دست همه جنایتکاران رژیم را از پشت بست از اینرو به نفر دوم رژیم جنایتکاران تبدیل شد و به قول یکی از رسانه های رژیم: «ایران ( منظور رژیم آخوندی است) مردی را از دست داد که دیگر تکرار نشدنی است» آری دژخیمی به هلاکت رسید که دیگر قابل جایگزین نیست.

سردژخیمی که طی بیش از ۲۰ سال در موضع فرمانده نیروی قدس به قتل و کشتار مردم عراق و سوریه و نیز کشتار مجاهدین و مردم ایران مشغول بوده بزعم این عناصر مفلوک قهرمان و وطن پرست می شود. اما وطن پرستی این سردژخیم چیزی جز همان کشتار مردم عراق و سوریه نمی باشد.
شایان تأکید است که داعش در فضای تروریستی و قتل و کشتاری که رژیم در منطقه ایجاد کرده بود نشو و نما نمود و فراموش نکردیم که نوری مالکی نخست وزیر دست نشانده آخوندها در عراق و نوکر گوش بفرمان آنها شبانه رهبران القاعده را از زندان ابوغریب فراری داد، آنها به مناطق سنی نشین رفته و در آنجا داعش را بنیاد نهادند.
این ترفند خائنانه که قطعا بدستور آخوندها صورت گرفته بود با این هدف انجام شد تا با گشودن جبهه ای جدید افکار عمومی و بین المللی را از جنایات صورت گرفته در سوریه منحرف کنند و فرجه بیشتری برای بشار اسد ایجاد کنند این مطلب را سران و فرماندهان ارتش آزاد سوریه بارها اعلام کرده اند.
وانگهی چه جنایتی داعش انجام داده که رژیم آخوندی در حق مردم خودش و مردم منطقه انجام نداده است.
مسعود رجوی گفت: «قاسم سلیمانی آن روی سکه ابوبکر بغدادی است دوقلوهای همزاد شیعه و سنی با پدرخوانده واحد که همان ولایت فقیه است».
بنابراین شیون و ناله کردن و بر سرو سینه زدن برای هلاکت قاسم سلیمانی و با القاب آخوندپسند او را توصیف کردن یا حتی سکوت در برابر هلاکت سردژخیم و قاتل خلقهای ایران و عراق و سوریه و ... چیزی جز خیانت و همدستی با آخوندها نیست.